الشيخ المنتظري

257

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به رأى خودش عمل مىكند و بعد هم به آن يقين پيدا مىكند . اين خاصيت جوّ است ، انسان گاهى اوقات تحت تأثير جوّ قرار مى گيرد حتى جوّى كه خودش درست كرده باشد ، مطلبى را مى بافد و خودش هم مىداند مايه ندارد ، ولى وقتى يك عده اى قبول كردند و محور شد كم كم خودش هم باورش مى آيد . مى گويند روزى ملاّنصرالدّين گفت مردم ! فلان جا آش مى دهند ، بعد ديد مردم هر كدام يك ظرف برداشته و مى دوند ، گفت نكند راستى آنجا آش بدهند خودش هم يك ظرف برداشت و شروع به دويدن كرد ! جوّ اين گونه است ، به همين دليل گاهى اوقات حتى خود انسان مطلبى را درست كرده و مىداند چيزى در آن نيست اما خود او را تحت تأثير قرار مىدهد ، و اين مصيبت است . انسان بايد براى فهم مسائل و عمل به حق تحت تأثير جوّ قرار نگيرد ، ذهنش را از همه چيز خالى كند ، فكر كند ببيند آيا اين مطلب حق است يا نه ، اگر حق است به دنبال آن برود . اين كلام حضرت كه مى فرمايد « ثمّ قطع به » دو احتمال دارد : يكى اين كه به چيزهايى كه براى رفع مشكل بافته يقين پيدا مىكند . احتمال ديگر اين كه « قطع » به معناى بريدن باشد ، يعنى بعد با آنچه كه خودش بافته مى بُرد ، يعنى فصل خصومت مىكند و مشكلات را حل مى نمايد . « فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهَاتِ فِى مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْكَبُوتِ » ( پس او در پوشش شبهات همچون عنكبوتى است گرفتار تارهاى خود . ) ممكن است « لَبْس » باشد به معناى اشتباه و ممكن هم هست « لُبْس » باشد به معناى پوشش ، شبهات مثل لباسى است كه انسان مى پوشد ; و چون در حقيقت لباس محيط به انسان است ، شبهات و بافته هاى غلط ، اين دسته را احاطه كرده است ، و اين بافته ها و شبهات مثل بافته هاى عنكبوت است ، همان گونه كه بافته هاى عنكبوت آن را احاطه مىكند بافته هاى اينها هم آنها را احاطه كرده است ، به قرينه « نسج العنكبوت » به نظر مى آيد كه « لُبس » بهتر باشد .